|
|
شب طوفانی احساس تو در یادم هست شب بارانی چشمت و نگاهم… که به صحرای تو چادر می زد دستم از گرمی احساس تو عاشق شده بود و دلم در هوست پر می زد که در آن لحظه صدایت پیچید نرم و بارانی و گرم مثل خورشید صمیمی بودی مثل هر لحظه که در فصل بهار سبز و زیبا و پر افسون و غرور شعله های شب چشمان تو افسوس مرا آتش زد دست بردم که تو را لمس کنم گفتم از جنس خیالی شاید ناگهان صاعقه شد آسمان می غرید همه جا روشن و سرد روی پیشانی گلبرگ تو شبنم می رست طاقتم از کف رفت و از احساس عجیبی به زمین افتادم دست باید می شست؟ دست باید می شست! روز دیگر تو به همراه منِ من رفتی خاطرات تو بجا مانده و آغوشی درد در شب برفی احساس تو من آب شدم در میان ضجّه های آبشار قطره ای از تکرار ، قطره ای از تکرار و به کرّات سقوط…
شاعر: سایه خیال
شبنم از چهره زدا و خدا را به سر انگشت دلت هجّی کن مهربان ، گرچه غروب است دمی با ما باش شب ما تنها نیست جشنی امشب برپاست اختران جامه زرینه به تن می رقصند گره از ابروی احساس گشا تا خدا هست بخند _ شاعر: سایه خیال
به راهش چشم می دوزم من از شوق نگاهش سینه می سوزم پر از اندیشه موهوم یک امّید مالامال از زادن کسی آیا کسی از دور می آید؟ سواری در سکوت سرد یک ابهام؟ در این زادن سرای لاغر بیمار با آغوشی از تکرار صد تکرار شب است و سرد و من بیدار پر از امّید یک دیدار صدایی در نمی پیچد! در این سنگین سرای کوهناک عشق و صحرای دلم می ترکد از خشکیش سرابی شاید از شبنم!؟ آبی شاید از باران!؟ نمی دانم…
شاعر: سایه خیال
دانلود کتاب آموزش ویندوز سون(۷) این کتاب با فرمت pdf هست و تعداد صفحاتش هم ۲۴۹ صفحه است. حجم: ۳٫۵mb ((برای دانلود به ادامه مطلب بروید))
+ آموزشی , کتاب الکترونیک | نوشته شده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ | بدون نظر |
|